« June 2002 | Main | August 2002 »

July 31, 2002

تعطیلی اجباری با حقوق مکفی

تعطیلی اجباری با حقوق مکفی
امروز اتفاق جالبی افتاد، بعد از چهار هفته و نیم تعطیلات رفته بودم سر کارتا کارم را شروع کنم که دیدم از قرار معلوم تا دوهفته دیگه از کار خبری نیست.
موضوع از اینقرار است که در حال تعمیرات در ساختمان محل کارم هستند و بهمین خاطر گفتند خیلی متاسفیم شما باید برید خانه. بعد هم رئیس مربوطه آمد سراغ ما و با یک حالت مفلوکانه عذر خواهی کرد که "میبخشید باعث دردسرتان شدیم و ..." در آخر هم گفت امیدوارم حوصله ات در این مدت سر نرود (میدانید این نروژی ها گاهی اوقات آنقدر متمدن بازی درمی آورند که آدم از خنده روده بر میشود). من هم با یک قیافه ی خیلی جدی جواب دادم نه خیر من آنقدر کار دارم که بیکار نشوم . پرسید چکار میکنی گفتم در حال ساقط کردن جمهوری اسلامی هستم و وقتی هم که ساقط شد باور بفرمایید باز هم بیکار نخواهم شد، چون باید مملکت را مراقبت کرد که لاشخورها نیایند دوباره سوار کار شوند.
پس از قرار معلوم با حقوق نروژی میریم بجنگ خامنه ای، از امروز وضع این وبلاگ روبراه است.

کلمات قصار یک آقازاده این

کلمات قصار یک آقازاده
این جملات را از آغازاده دري‌نجف‌آبادي بخوانید:
محمد دري‌نجف‌آبادي فرزند آغاي دري‌نجف‌آبادي میفرمایند «همه ملت ايران آقازاده‌ هستند»
حُسن آقا کله پز:البته شکسته نفسی میفرمایید چون شما از دیگران یک کم بیشتر آغا هستید.
محمد آغا گل منگل باز میفرمایند: "من كليه اتهامات را مردود مي‌دانم و تنها اعتراف مي‌كنم فرزند يكي از پاك‌ترين چهره‌هاي نظام جمهوري اسلامي هستم.
حُسن آقا کله پز: از قرار معلوم آخوندها هم شروع کردن به دوش گرفتن.
آغازاده دری خان :حق‌العمل‌كاري بنده بيشترجهت امور عام‌المنفعه و كارهاي نزديك به ثواب بوده است.
حُسن آقا کله پز: البته بهتر بود میفرمودید فاصله کارهای شما تا مرکز ثواب چند کیلومتر بوده تا ملت همیشه در صحنه یک کم روشن بشن.
بچه خوشکل مامانی دری جان پرسيده است: آيا پرونده ی ما مصداق ثروت‌هاي بادآورده، رانت‌خواري و مفاسد اقتصادي است؟ در عرض سه سال كسب 24 ميليون (تومان) كه حتي يك كارگر معمولي ممكن است درآمد يكسالش باشد فشار تلقي مي‌شود؟ تجارت هم جهاد في سبيل الله است.
حُسن آقا کله پز: ای آقا از این شغلهای کارگری رو هم به ما آدرس بدین تا ما هم بریم بجای کله پزی بیل بزنیم از فردا. مام دوست داریم جهاد فی سبیل الله انجام بدیم و بریم بهشت.

* البعثت الا سلامیه الی

* البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت دوم)
آقاي تاج المتكلمين " پس از اينقرار , به تحقيق اهالي ينگي دنيا هم مسلمان شده اند (- - ) و يا نور حقيقت از وجناتشان تابيدن گرفته است . در اينصورت , تنها جائي كه باقي ميماند همانا خطه يوروپ و فرنگستان ميباشد كه قلوبشان تاريكتر از حجرالاسود است , از اين لحاظ ببعقيدهء اين ضعيف لازم , بل وظيفه علماء و حافظين اس اساس شريعت است كه عده اي را از ميان خودشان بر گزيده و بسوي بلاد كفار سوق بدهند تا آنها را از راه ضلالت به شاهراه حقيقت هدايت بنمايند و ريشه كفر و الحاد را از بيخ و بن بر كنند . ( كف زدن حضار )

آقاي عمودالاسلام : "البته فكري بكر است , ولي من معتقدم كه اول استخاره بكنيم .
آقاي قوت لايموت نماينده محترم اعراب عنيزه فرمودند: " اسم اين قافله را " الجهادالاسلاميه " بگذاريم , مردهاي كفار را از جلو شمشير بگذرانيم زنها و شترهايشان را مابين مسلمين قسمت بكنيم .

شيخ ابوالمندرس نماينده مسقط همينطور كه پيراهنش را ميجست گفت . اهلا" و سهلا" مرحبا!

آقاي تابونانا نماينده محترم زنگبار لخت و عور بلند شد, به نيزه اش تكيه كرد و گفت " لحم ادمي خيلي لذيذ , افرنجي ابيض , من روزي دوتا آدم بخور.

آقاي تاج المتكلمين : " البته صد البته اگر مسلمان نشوند همه شان را قلع و قمع ميكنيم . پس در اينصورت مخالفتي با اصل موضوع نيست كه جمعي از علما بعنوان مبلغ به ديار كفار اعزام بشوند؟

آقاي عندليب الاسلام : " استغفرالله ! هركس شك بياورد , زن بخانه اش حرام خونش مباح است . وظيفهء هر مسلماني است كه كفار را امر بمعروف و نهي از منكر بكند ولي بزعم حقير اهم و اقدم از همه وجوهات و مخارجات اين جمعيت است كه بايد دانست از چه محل تامين خواهد شد .

آقاي تاج المتكلمين : " بر ذوات محترم و علماي معظم واضح و لائح بل اظهر من الشمس است كه در بادي امر مخارج هفتگي متوجه اين جمعيت خواهد
شدكه از موقوفات پيش بيني شده , علاوه برين , ملل اسلامي هر كدام بقدر وسع خودشان از كمك و مساعدت دريغ نخواهند فرمود . ولي تصور ميرود كه بعدها بتوانيم عوايدي بر كفار تحميل بكنيم .

ابوعبيدعصعص بن الناسور نماينده صحراي برهوت فرمودند: " وجوهي بعنوان خراج و جزيه به كفار تعلق ميگيرد .

آقاي سنت الاقطاب گفتند : " در اينصورت خدا دنيا را محض خاطر پنج تن آفريده و از پنج انگشت هر كسي يكي تعلق به سادات دارد و منكه از تركهء و سلالهء ساداتم پس خمسش بمن ميرسد .

آقاي عندليب الاسلام : " از قراريكه بنده زاده آقاي سكان الشريعه كه با وجود صغر سن از علوم منقول و معقول بهره اي كافي و شافي دارد و مدت پنج سال از عمرش را در بلاد كفار بسر برده و كتاب " زبده النجاسات "را كه اساس شريعت اسلام است تاليف كرده , ميگفت در ينگي دنيا از اقليم هفتم خيلي پول بهم ميرسد .

آقاي سكان الشريعه : " در ينگي دنيا كه از اقليم دوازدهم است مردمان پولدار زياد دارد و هر كدام از آنها كه مسلمان بشوند البته واجب الحج خواهند بود . از اينقرار ميشود دسته اي قطاع الطريق سر راه مكه بگمارند تا آنها را لخت بكنند و در ضمن ماموريني در تن آنها شپش بيندازند تا در روز عيد اضحي به خونبهاي هر شپشي كه بكشند يك گوسفند در راه خدا قرباني بكنند . البته احوط است كه دو گوسفند بكشند , چون هر چه باشد جديد الاسلام هستند و اقوام آنها خاج پرست بوده اند . آنهائي كه اسلام را نپذيرند بايد خراج و جزيه به بيت المال مسلمين بپردازند و گرنه مالشان حلال , زن بخانه شان حرام و مهدورالدم هستند . ( كف زدن حضار )

July 30, 2002

امشب وبلاگ فضول رو که

امشب وبلاگ فضول رو که خوندم مجبور شدم که این مطلب رو بنویسم، البته مجبور که نه ولی دیدم نیاز هست که اینگونه مسایل رو بایستی کسانی که در مورد مذهب یک مقداری مثل من هستند(لامذهب) بایستی این مباحث رو پیش بکشند تا شاید جوانان اون آب و خاک جرات کنند کمی با این مذهب برخورد جدی کنند.

این پاراگراف رو برای فضول مینویسم امید وارم که بخوندش.
دوست عزیز چرا جوش میاری مگه بنا بوده که آخوند جور دیگه عمل کنه!؟ اگه گمان میکنی که آخوند بنا هست جوره دیگه عمل کنه پس باید بهت بگم که درس و مشق ت رو خوب انجام ندادی.

آخوند کیه؟
آخوند انسانی! است موقعیت طلب (فرق نمکنه کی باشه آخوند خوب و بد نداره همه اش یک لجنه) که برای امرار معاش خود را در پوستی (به شکلی) در آورده تا بتواند از این راه امرار معاش کنه. فرض کنیم(فرض محال محال نیست) که کسی که آخوند میشه، یا بهتر بگم مبلغ دین میشه واقعآ به کارش ایمان داره، خوب پس چنین کسی نیازی به لباس (عبا و عمامه) نداره پس این آلات و ابزار رو برای چه با خود میکشد؟ و زمستان و تابستان سرد و گرم در این خرقه ی حیله و تزویر بسر میبره برای چه!؟ جان من این کار را میکنه تا اینکه بتونه من و تو و عده ای را، که متاسفانه کم هم نیست را تحمیق کنه و از راه آن نان و آبی بدست بیاره( اون هم چه نان و آبی). پس اینکه شما کاشف به عمل آوردید که آخوند حیله گر و مکاره چیز تازه ای نیست. خود این لباس نشانه ی حیله و مکر است.

دوست من اهداف حُسن آقا را اون بالا دست راست بخون، این حدف تازه ای نبوده برای من، گرچه حُسن آقا تازه کاره ولی نگارنده 32 سال است که با آخوند مبارزه میکنم، با مذهب مبارزه میکنم. میدانید چرا؟ چون به اصل دین باوری ندارم، این اراجیف را برای ما ساخته اند که من و شما را تحمیق کنند و ما هم از حق مسلم خود در این دنیا بگذریم و منتظر باشیم که در آن دنیا در بغل هور و پری و با صرف انواع اغذیه و اشربه ها را که برایمان مهیا کرده اند، پس اجازه دهیم که آخوند به کارهای دنیوی ما بپردازد و خمس و ذکات و سهم امام بگیرد و خواهر و مادر من و شما راصیغه کند و خلاصه کیف دنیا را ببرد و بما فقط قول بهشت را بدهد، اگر هم کسی از کسان شهامت آن را داشت که کمی در این مقوله شکی کند با کردن چوب تکفیر در آنچه نه بدترش روزگار را بر او سیاه کند.

شما به منطق دین نگاه کنید چه میگوید؟
میگوید خداوندی که مکار مکاران و قدر مطلق و خالق تمام جهان و چمیدانم بزرگ بزگان است، آمده یک بشری را خلق کرده و به او همه چیز داده ولی یک عقل سلیم نداده که خود راه خود را بیابد!؟ و تازه به او هم میگوید اشرف مخلوقات. بعد هم خود بدست خود شیطان می آفریند! و باقی اراجیف را که خودتان بهتر از من میدانید. من حُسن آقا خواهر اون خدا رو گائیدم با ین منطق ش. این منطق در مقابل یک بچه ی دوساله ی امروزی دوام نمی آورد.باور بفرمایید من نمیدانم چگونه میشود این همه آدم را در این کره ی خاکی به این سادگی فریب داد.

از امروز در لابلای مطالب، یک یا دو صفحه از داستان البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه نوشته ی صادق هدایت را باز نویسی خواهم کرد، چون میدانم که این داستان شاید برای روشنگری در مسایل و شناخت ملا و افکار و طرز فکر ملایان مفید افتد.

* البعثت الا سلامیه

* البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت اول)
اينك سه نامه از مجله " المنجلاب " كه همراه كاروان "بعثه الاسلاميه " بوده و گزارش روزانه آنرا مينوشته بدست آمد كه از عربي :ترجمه ميشود

كاروان اسلام
در روز ميمون فرخنده فال 25 شوال سال 1346 هجري قمري در شهر سامره از بلاد مباركه عربستان , دعوت مهمي از نمايندگان ملل اسلامي
بعمل آمده بود كه راجع به اعزام يكدسته مبلغ براي نشر دين حنيف اسلام در دنيا مشورت بنمايند. آقاي تاج المتكلمين سمت رياست آقاي عندليب الاسلام نايب رئيس . آقاي سكان الشريعه عضو مشاور و محاسب و آقاي سنت الاقطاب سمت تند نويسي اين جمعيت را عهده دار بودند. علاوه بر عدهء زيادي از فحول علماء و قائدين مبرز اسلام , نمايندگان محترم عدن ,حبشه , سودان , زنگبار و مسقط نيز دراين محفل شركت كرده بودن و اين عبد حقير سراپا تقصير : الجرجيس يافث بن اسحق اليسوعي نيز بسمت مخبر و مترجم مجله مباركه : " المنجلاب " در آنجا حضور بهمرسانيده و مامور بودم كه قدم بقدم وقايع اين قافله مهم را بنگارم تا در آن مجله شريفه درج و كافه مسلمين از اعمال و افعال آقايان مبلغين دين مبين و جنبش اسلامي مطلع و با خبر باشند."

آقاي تاج المتكلمين اينطور مجلس را افتتاح فرمودند :"
بر همهء ذوات محترم و علماي معظم , اهل زهد و تقوي , حامل شرع مصطفي , مبرهن و آشكار است كه دين مبين اسلام امروز روز قوي ترين و عظيم ترين اديان دنيا بشمار ميايد . از جبال هندوكش گرفته تا اقصي بلاد جابلقاء و جابلسا , زنگبار , حبشه , سودان و طرابلس و اندلس كه همه از ممالك متمدن و در اقليم چهارم واقع شده اند , سيصد كرورنفوس .

آقاي عندليب الاسلام فرمودند: " خيلي معذرت ميخواهم , اما از روي احصائيه كاملي كخ بنده زاده آقاي سكان الشريعه كه با وجود صغر سن از جمله علوم معقول و منقول بهره اي كافي و شافي دارد و مدت سه سال از عمرش را در بلاد كفار بسر برده و كتاب " زبده النجاسات " را تاليف نموده , سيصد هزار مليان نفوس گويندهء لاالله الاالله هستند.

آقاي سكان الشريعه : صحيح است .

آقاي تاج المتكلمين : " نعم , مقصود حقير بي بضاعت هم همين بود ولاغير چنانكه گفته اند : الانسان السهو و النسيان . سيصد هزار مليان, شايد هم بيشتر بدين حنيف اسلام مشرف هستند , و از قراريكه آقا زاده آقاي عندليب الاسلام , آقاي سكان الشريعه كه چهار سال از عمرشريفش را در بلاد كفار گذرانيده و از علوم معلوم و مجهول بهره اي بسزا دارد و كتاب " زبده النجاسات " را تاليف نموده , در بلاد ينگي دنيا از اقليم سوم , اخيرآ بفلسفه اسلام پي برده اند .

آقاي سكان الشريعه : " بلي , در ينگي دنيا مسكرات را اكيدا" ممنوع كرده اند . فلاسفه و حكماي آنجا در اثر مباحثات مناظرات و مجادلات با اين حقير متحدالراي شده اند كه ختنه را براي صحت فوايد بسيار ميباشد و طلاق و تعدد زوجات براي امزجهء سودا و بلغمي مزاياي فراوان دارد و معتقدند كه روزه اشتها را صاف ميكند. اين حقير هم گويا در تفسير " مرات الاشتباه " خوانده ام كه براي مرض ذوسنطاريا حرقة البول سخت نافع است .

فشار اسرائیل به آمریکا! برای

فشار اسرائیل به آمریکا! برای حمله به نیروگاه بوشهر
این مطلب را در International Herald Tribune خواندم. گویا آمریکایی ها با فشار لابی های اسرائیلی خود را آماده میکنند برای یک حمله احتمالی به نیروگاه بوشهر، یا اینکه آقای جرج دبلیو بوش میخواهند به کمک ملاها بیایند! چون میدانند که ایرانی زمانی که مورد تحدید خارجی قرار بگیره همگی حتی با یک رژیم منفور هم متحد میشوند تا دشمن خارجی رو دفع کنند. این را اگر آقای جرج بوش نادان نداند! حد اقل مشاوران ایشان باید بدانند!، گرچه از قرار معلوم مشاوران ایشان هم مغز خر بلعیده اند.

July 28, 2002

طرح تاسيس خانه های

طرح تاسيس خانه های عفاف (بخوانید جنده خانه) تدوين شد

مطلب جالبی رو خوندم در وبلاگ غريب آشنا و گل کو وبعد دیدم مثل اینکه همه گیر شده. دلم کشید من هم یک تحلیل کوچیک روش بنویسم، البته نه بخاطر اینکه این وب لاگ نویس های عزیز بد تحلیل کرده باشند. ولی من از یک زاویه دیگه میخوام به این موضوع نگاه کنم. از چیزهایی که در این طرح درنظر گرفته شده اینها هستند.

1 – واحد مددکاری و تشخيص.
حُسن آقا: این ها همان کسانی هستند که بنا هست دنبال طعمه بگردند و آنها را در دام بیندازند.
2 - واحد بهداشت و درمان .
حُسن آقا:این هم همان مرکز بهداشتی هست که بنا هست مثل دیگر فاحشه خانه ها مبتلایان به بیماریهای مقاربتی را از دبگران جدا کند.
3 – واحد مشاوره ازدواج(همسريابی)
حُسن آقا:اینهم همان خانم رئیس هست که در فاحشه خانه ها معمولآ ژتون میفروشند، البته اینجا چون بصورت کلان هست تبدیل شده به یک واحد.
4 – واحد صدور گواهی ازدواج موقت.
حُسن آقا:اینجا بعد از خرید ژتون مسئول مربوطه شمارو از لحاظ صلاحیت سنی و اینجور چیزها برسی میکنه و اجازه ... میده.
5 – واحد ارجاع به هتل
حُسن آقا:اینجا هم که مسئول مربوطه شمارو به اطاق راهنمایی میکنه و اگر دستما کاغذی چیزی نیاز شد حتمآ یک آخوند هم اونجا میشونن تا خدای ناکرده دستمال کاغذی نجس با غیر نجس اشتباه نشه.

البته از قرار معلوم یادشون رفته بوده که رئیس جنده خونه رو معرفی کنن که حُسن آقا با تحقیقات مفصل موفق شد اسم این شخص رو هم براتون بدست بیاره و اون هم کسی نیست جز خامنه ای البته چون این شغل خیلی مهم هستش یک معاونی هم ایشان برای خودشان درنظر گرفته اند که طبق تحقیقات خبر نگار حُسن آقا کسی جز آقای هاشمی بهرمانی نمیباشند.

یک چیز دیگه هم که یادشون رفته بود بنویسند این بود که درآمد این کار نان و آبدار را چه کسی بجیب میزنه که اونو هم این خبرنگار حرامزاده ما ترتیبش رو براتون داده. میگه قرار هست بریزندش به حساب بی دروپیکر رهبر.

بادا بادا مبارک بادا ایشاالله مبارک بادا.

این مطلب رو درمورد اسرا و شهدای برگشته از عراق را از فضول بخوانید تا بفهمید با چه رژیمهایی مردم طرفند.

از کجا آوردی ای دزد

از کجا آوردی ای دزد
مطلبی رو که 23 زوئیه نوشتم گویا در ایران دارد کار دست سلطان خراسان میدهد. این را از سایت امروز بخوانید:
چند روز پيش شايع شد كه منزل علي‌اكبر ناطق نوري، رئيس سابق مجلس شوراي اسلامي به مبلغ 5 ميليارد تومان كارشناسي شده و براي آزادي واعظ طبسي به عنوان قرار در اختيار دادگاه گذاشته شده است» اما اين خبر توسط احمد ناطق نوري، برادر وي تكذيب شد، وي دراين‌باره گفت: «اصلاً قيمت منزل برادر من 5 ميليارد تومان نيست كه به عنوان وثيقه واعظ طبسي استفاده شود»

گویا حالا باید از آقای ناطق خان نوری پرسید که آقا جان مملکت را ملک شخصی پدرتان فرض کردید که اینجوری درحال چپاول آن هستید!؟ میگویند در قابلمه باز است حیای گربه کجا رفته، گرچه رهبران جمهوری اسلامی ازکربه ی دزد هم بدترند و روی گربه ی دزد را هم سفید کرده اند.

July 27, 2002

حُسن آقا برگشت با عرض

حُسن آقا برگشت

با عرض سلام و پوزش، این دو هفته گذشته شاید همانطوری که ملاحضه کرده اید در خدمت نبودم، دلیل اش آن بود که در یک سفر تابستانی سعی کردم کمی هم به یک زندگی عادی بپردازم، گرچه یک لپ تاپ با خود برده بودم ولی هر آنچه سعی کردم موفق نشدم که آنطور که میخواستم نوشتن را ادامه دهم.
از این سفر دو مطلب تهیه کرده ام که بعرض میرسد.

دشمن خود را باید شناخت
مطلب اول مربوط میشود به اکثر ما ایرانی ها که هنوز بیشترمان یاد نگرفته ایم که از موقعیت ها بنفع احدافمان استفاده کنیم.
پریروز همراه دوستی در لندن به یک کتاب فروشی ایرانی (عربی یا اسلامی) بر خوردم. بدون توجه و قرض و مرضی بداخل کتابفروشی رفتم. بعد از ملاحضه کتابها متوجه شدم که کتابفروشی باید متعلق به حزب الله باشد، در این هنگام متوجه شدم که دوست عزیزم هم به این نکته پی برده. برافروخته بطرف من آمد و پرسید. میخواهی از اینجا کتاب بخری!؟ جواب دادم بله. با عصبانیت گفت: میدانی که اینها چه کسانی هستند!؟ پاسخ دادم آری، درست بهمین دلیل بیشتر علاقه مند شدم تا اگر بتوانم کتبی را از اینجا تهیه کنم. از من سوال کرد برای چه!؟ در پاسخش گفتم دوست عزیز برای رام کردن الاغ چموش باید درایت بکار برد. نمیتوان بی مهابا بر روی او پرید و گمان کرد که میتوان آن را به کنترل در آورد.
بحث ما بعد از خروج از کتابفروشی طولانی شد ولی آن دوستم را قانع کردم که چنانچه طالب پیروزی بر بیخردان هستی باید از خرد خود کمک بگیری و با بی خردی به جایی نخواهی رسید. دلیل شکست انقلاب 57 دقیقآ همانا بی خردی روشنفکران آن دوران بود که بدون مطالعه و کنجکاوی، دربست خود را تسلیم ملاها کردند ودیدیم عاقبتش را.

تغیرپزیری
مطلب دوم در مورد ایرانیان و قدرت تطبیق دادن خود با محیط (فرهنگهای) مختلف است. پس از سالها زیستن در خارج از مام وطن هر روز بیشتر از روز قبل به این موضوع واقف میشوم که ما ایرانی ها قدرت فوق العاده ای داریم برای اینکه خود را با دیگر جوامع (فرهنگها) همسان وهمسو کنیم. در سفر دو هفته گذشته با دوستی از دوران ایران دیدار تازه کردم، بعضی لحظه ها برایم این شک بوجود می آمد که آیا این همان دوست دوران دبیرستان است که امروز در ایپسوچ هم صحبت من است یا یک انگلیسی از آن ها که جنتلمن بودنشان از فرسنگها بوضوح پیداست. گرچه من مخالفتی با اینگونه تغیرات ندارم ولی خوب هر چیزی هم حدی دارد. البته من نمیتوانم در مورد خودم قضاوت کنم، امیدوارم آنها که من را میشناختند و امروز با من در تماسند به من بگویند آیا من هم بقدری عوض شده ام که این رفیق قدیمیم شده بود.

July 23, 2002

قاضي زارع درمورد پرونده المكاسب

قاضي زارع درمورد پرونده المكاسب و آقا زاده واعظ طبسي پادشاه خراسان ميفرمايد كه ايشان (وليعهد) بيش از 9 ماه است كه ممنوع الخروج شده اند و در اين مدت از كشور خارج نشده است و در حال حاضر با قرار وتيقه 5 ميليارد توماني آزاد ميباشند.
قاضي جان نميفرمايند كه اين وثيقه به اين زيادي را ايشان از كجا تامين كرده اند 5.000.000.000 تومان برابر است با حقوق 50.000 ماه يك كارمند بيچاره كه ماهياته 100.000 تومان حقوق ميگيرد. يا اينكه 4167 سال حقوق همان كارمند است. آيا قاضي نميتواند از قانون از كجا آوردي استفاده كند و پول ملت بدبخت را به صاحبان اين پول (ملت) برگرداند!؟

July 20, 2002

Monday, July 15, 2002

Monday, July 15, 2002 AN OPEN LETTER IN SUPPORT OF THE PEOPLE OF IRAN FROM THE WEBLOGGING COMMUNITY [ FARSI ]

We are not politicians, nor are we generals. We hold no power to dispatch diplomats to negotiate; we can send no troops to defend those who choose to risk their lives in the cause of freedom.

What power we have is in our words, and in our thoughts. And it is that strength which we offer to the people of Iran on this day.

Across the diverse and often contentious world of weblogs, each of us has chosen to put aside our differences and come together today to declare our unanimity on the following simple principles:

- That the people of Iran are allies of free men and women everywhere in the world, and deserve to live under a government of their own choosing, which respects their own personal liberties

- That the current Iranian regime has failed to create a free and prosperous society, and attempts to mask its own failures by repression and tyranny

We do not presume to know what is best for the people of Iran; but we are firm in our conviction that the policies of the current government stand in the way of the Iranians ability to make those choices for themselves.

And so we urge our own governments to turn their attention to Iran. The leaders and diplomats of the world's democracies must be clear in their opposition to the repressive actions of the current Iranian regime, but even more importantly, must be clear in their support for the aspirations of the Iranian people.

And to the people of Iran, we say: You are not alone. We see your demonstrations in the streets; we hear of your newspapers falling to censorship; and we watch with anticipation as you join the community of the Internet in greater and greater numbers. Our hopes are with you in your struggle for freedom. We cannot and will not presume to tell you the correct path to freedom; that is for you to choose. But we look forward to the day when we can welcome your nation into the community of free societies of the world, for we know with deepest certainty that such a day will come.

July 19, 2002

سيدرضا زوارهاي در مصاحبه با

سيدرضا زوارهاي در مصاحبه با شبكه خبر سيماي جمهوري اسلامي كه به صورت زنده پخش ميشد، گفت: هرگاه فقهاي شوراي نگهبان به اين نتيجه رسيدند كه قانون با شرع مخالفت دارد ميتوانند اين مسأله را اعلام كنند و به محض اعلام، آن قانون از اعتبار قانوني ساقط ميشود.
حُسن آقا: خوب از قرار معلوم مردم مرض دارند كه مجلس انتخاب ميكنند و حقوق ميدهند تا اين آقايان نماينده بنشينند توي اون مجلس و بقول معروف آب در هونگ بكوبند.

مجمع تشخيص مصلحت نظام براي تعيين چارچوب سياستهاي كلان كشور در سياست خارجي درصدد راهاندازي دفتري در آلمان است.
گفته ميشود محسن هاشمي رياست اين دفتر را كه به زودي راهاندازي خواهد شد، بهعهده ميگيرد. پيش از اين گفته ميشد كه محسن هاشمي به عنوان سفير جديد ايران در آلمان راهي اين كشور خواهد شد كه وي اين خبر را تكذيب كرد، اما خبرها حاكي از آن است كه مجمع تشخيص مصلحت نظام در راستاي بررسي سياستهاي كلان نظام در بخش سياست خارجي درصدد تأسيس دفاتري در چند كشور اروپايي و آسيايي از جمله آلمان ميباشد.
حُسن آقا: خوب مشكل سياست هاي كلان مملكت را هم كه خاندان هاشمي در حال حل كردن هستند پس آقاي خاتمي ميتوانند برون و درشون رو بگذارند.

چند كلام از ننه ي

چند كلام از ننه ي عروس
به عقيده حجت السلام ناطقي، امام جمعه انديمشك در مورد پيامدهاي اعدام آقاجري نبايد نگران بود و اعدام او ميتواند نظير اعدام قطب زاده در اوايل انقلاب بدون ايجاد مشكل براي نظام باشد، امام جمعه انديمشك روز چهارشنبه در يكي از مساجد انديمشك گفته است اين مردك (آقاجري) به خاطر اهانت به مرجعيت و مقدسات ديني بايد اعدام شود. اعدام اين فرد هيچ مشكلي براي نظام اسلامي به وجود نميآورد زيرا به عنوان نمونه، اعدام قطب زاده كه بسياري نگران پيامدهاي احتمالي آن بودند مشكلي براي نظام پديد نياورد.

چند نكته از حُسن آقا
چند نكته در مورد مساله ي آقاجري را بايد به امام جمعه انديمشك كوشزدكرد:

اولآ حاج آقا شما فراموش كرده ايد كه جوانان امروز با جوانان آن زمان فرق كرده اند باوربفرماييد حاج آقا بشما پيشنهاد ميكنم از اين شكرخوري ها نفرماييد كه بنفعتان نيست.

دومآ حاج آقا ايشان به ملاها اهانت كرده اند و اين بمعناي اهانت به مقدسات نيست چون در دين اسلام ملا هيچ گونه تقدسي ندارد بلكه برعكس با كنار زدن ملاها از قدرت، شايد بتوان اسلام را هم از نابودي نجات داد.

سومآ حاج آقا هركس كه در ايران به آخوند اهانت كند شديدآ مردمي ميشود و حذف چنين شخصي كار بس دشواري خواهد بود. بشما پيشنهاد ميشود كه امامه خودتان را نگه داريد كه باد نبرد، اعدام آقاجري بيشكشتان.

July 18, 2002

قربان شكل ماه‌ات بروم

قربان شكل ماه‌ات بروم رهبرماماني
بي‌بي‌سي: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و نايب رئيس مجلس خبرگان ايران، گفته است که آيت الله خامنه ای ، رهبر ايران، وظايف "رهبری را به خوبی انجام می دهد."

حُسن‌آقا: من هم اگربه اندازه‌ي اين آقا دزديده بودم حتمآ همين نظر را داشتم.
بي‌بي‌سي:آقای رفسنجانی گفت که همه شرايط رهبری در باره آقای خامنه ای نه تنها تا کنون تضعيف نشده بلکه تقويت هم شده است.
حُسن‌آقا: خوب طبيعي است كه هر دزدي هم بعد از اينهمه سال دزدي تبديل به يك دزد حرفه‌اي ميشود.
او افزود: "ما هرچه مطالعه می کنيم، می بينيم که رهبر انقلاب وظايف رهبری را به خوبی انجام می دهند."
آقای رفسنجانی ادامه داد که "ما از از چنين رهبری راضی و قدردان هستيم."
حُسن‌آقا: من هم بودم راضي بودم اينهمه بزل وبخشش از كيسه‌ي خليفه مرا هم مديون رهبري ميكرد اگر كه اين بخشش‌ها به جيب من سرازير ميشد.

مرگ بر ضد ولايت وقيح

July 17, 2002

سرمقاله 23 تيرماه روزنامه رسالت

سرمقاله 23 تيرماه روزنامه رسالت با عنوان "نقد يک نامه چند انشايي" را آقاي سيد اکبر پرورش نگاشته اند، ايشان با طرح سوالي که شباهت زيادي به طرح سوال حُسن آقاي بدبخت وبچاره دارد، البته از اول بگويم بيخودي پاپوش براي حُسن آقا درست نکنيد هيچگونه هماهنگي بين جريده ي وزين حُسن آقا و جريده ي مزدبگير رسالت وجود نداشته و بگمان ما اين حرامزادگان بدون پرداخت حق کپي رايت از حُسن آقا کپي برداري کرده اند و نوشته اند که "حضرت طاهري- شما نزذيک به يک چهارم قرن، مسندنشين برترين قدرت شهر بوديد و بسياري از مسولان و دست اندرکاران شهر هم ياري مخالفت با صف و ستاد شما را نداشتند. در اين مدت چشمان تيزبين شما چه مي ديد و چه مي کرد؟ آيا در اين 24 سال شما امام جمعه نبوديد؟ آيا مردم، مردم نبودند؟ آيا مشکلي وجود نداشت؟...."
من قصد نوشتن همه ي آن سرمقاله را ندارم فقط ميخواستم بنويسم که اين بوگندوي سرمقاله نويس رسالت هم درک کرده که اين آقا هم مثل ديگر ملايان شارلاتانهايي بيش نيستند و فقط بخاطر اينکه ميدانند که ديگر کار تمام است و از اين طريق ميخواهند که آينده ي خود را بطريقي بيمه کنند، البته از نوع بيمه ي حضرت عباسي، چون هم اين دنيا را ميخواهند و هم آن دنيا را و ملت بدبخت است که نه اين دنيا را دارد نه آن دنيارا. چون اين دنيا را که مي بينيم که ازدست داده اند و حُسن آقا که ميداند آن دنيا هم که وجود ندارد پس ملت بدبخت نه اين دنيا را دارد و نه آن دنيا را. در خاتمه شعري را که دوست ناشناسي برايم فرستاده در زير مي آورم چون شديدآ با اين مطلب هم قافيه هست، اميدوارم که اين دوست گرامي از طريق ميل با من تماس برقرار کند تا بيشتر با ايشان آشنا شوم.

فقيها بي نظيــري بي نظيـــــري     فقيهي رهبري مولا اميــــــــري

مرا عشق وصيت نامه ات كشت     علي جان كاشكي زودتر بميري

صلوات

اين هم از جوكهاي هفته:

اين هم از جوكهاي هفته:

هاشمي، در پاسخ به اين سوال كه آيا كساني در منسوبان شما هستند كه توصيه به “شروع مبارزه با مفاسد اقتصادي از نزديكان“ در مورد آنها صادق باشد، گفت: خوشبختانه در نزديكان من هيچكسي كه در مسالهي مفاسد اقتصادي مشاركت داشته باشد، وجود ندارد و محيط خانوادگي من بسيار سالم است.

July 15, 2002

میگم آ این رو اگه

میگم آ این رو اگه نخونی از دستت رفته.

امنیت ملی! میدونید انگار که

امنیت ملی!
میدونید انگار که حُسن آقا وقتش خیلی زیاده که حالو باید هر روز یک سری هم به روزنامه رسالت بزنه چون از قرار معلوم روزنامه اصلاح طلبها همگی کُن ستیپه شدند (بزبان فرانسه یعنی مجازشون سفت شده) و هیچی نمینویسند. چند روزی هست که ما رو مجبور میکنن به روزنامه های شبه اصلاح طلب رجوع کنیم. باور بفرمایید ما حتی مطالب روزنامه های اصلاح طلب رو هم قابل خوندن نمیدونیم چه برسه به شبه اصلاح طلبان ش رو، ولی خوب چیزهای خنده دار و خوبی رو اونجاها میتونید پیدا کنید. باور بفرمایید من مطمئنم که هادی خرسندی هم مطالبش رو از رو دست اینا کپی میکنه.

روزنامه رسالت در سرمقالش (دوروز پیش)حمله ی همه جانبه ای رو به عباس آقا عبدی کرده وگفته که این آقا همان کسی هست که آشوبهای 78 رو در دانشگاه کلید زد و از خاتمی خواسته تا بعنوان "رئیس شورای عالی امنیت ملی (حُسن آقا: کدام امنیت ملی!؟ کدام کشک کدام پشم؟) او و سایر هم فکراش رو به اعتقاد سرمقاله نویس توی یک مینی بوس جا میگیرن (حسُن آقا: این سرمقاله نویس هم داره خط میده به انصار SS که یعنی بعله اینها رو توی مینی بوس بندازید توی دره مثل نویسندگان) را تنها یک ماه تحت الحفظ نگه دارند تا همه مشکلات امنیتی نظام در داخل حل بشه.
البته چیزی که سرمقاله نویس روزی نامه ی رسالت نمینویسه اینه که چطوره که هنوز بعد از 24 سال کشت وکشتار هنوز این "مخالفین" تموم شدنی نیستند که برعکس روز به روز هم تعدادشون زیادتر میشه.

July 14, 2002

انصار حزب الله = SS

انصار حزب الله = SS
مطلب امروز رو که نوشتم بعد یک ایده ای به مغز معیوب حُسن آقا فشار آورد که این پیشنهاد رو بنویسم:
حالا که حزب الله خودش پیشنهاد داده که ما اونا رو SS خطاب کنیم چرا که نه، پس از این ببعد حُسن آقا با حفظ مواضع انصار حزب الله را بهمان اسم با مسمای SS خطاب خواهد کرد و خواهشمندم که دیگران هم همین کار را بکنند و کسانی هم که وبلاگ نویس هستند اینکار را بکنند تا این اسم کامآ جا بیفتد.

مرگ بر انصار SS

SS البته از نوع ایرانی

SS البته از نوع ایرانی آن
سه روز هست میخواستم مطلبی رو در این مورد بنویسم ولی هر روز مساله مهمتری پیش اومد و امکان این کار را پیدا نکردم، ولی برای این که مطلب کهنه نشه امروز چند سطر در موردش مینویسم و باقی را به عهده خوانندگان میگذارم تا خود تجزیه وتحلیل کنند. موضوع از این قرار است که سالهاست که اکثر ایرانیان بر این نکته تاکید دارند که تفاوت زیادی بین انصار حزب الله و SS نازی وجود ندارد و روش کار و طرز فکر این دو گروه با هم شباهتهای زیادی دارد و این کشف جدیدی نیست که من کرده باشم ولی کشف جدیدی که سه روز پیش کردم مرا به نوشتن این مطلب واداشت. میپرسید کشف جدید حُسن آقا چیست که سه روز پیش پیدا شده، شاید خودتان هم دیده باشید ولی اگر ندیدید سری به این آدرس (http://ss.persianblog.com) بزنید، چون تا به حال مخالفین رژیم انصار حزب الله را SS میخواندند و امروز روز انصار خود خود را به این لقب ملقب کرده اند

در خاتمه میخواستم سه بیت آخر این شعر مولوی را بنویسم دلم نیامد گفتم همه را بنویس تا مردم در این دنیای بی وفا لذتکی برده باشند

بنمــــاي رخ كه بــــاغ و گلستانـــم آرزوست
                بگشــــاي لب كه قند فـراوانم آرزوست
اي آفتــــاب حســــن بــــرون‌آ دمـــي ز ابــــر
                كـــان چهره مشعشع تـابانم آرزوست
گفتـي زنــــاز بيش مــــرنجــــان مــــرا بــــرو
                آن گفتنت كــه بيش مـرنجانم آرزوست
وان دفع بگفتنت كه برو شه به خانه نيست
                وان نــــاز و بــــاز تندي دربـانم آرزوست
بــــله كه شهر بي تــــو مــرا حبس ميشود
                آوارگــــي و كــــوه و بيــابــــانم آرزوست
زين همرهان سست عناسر دلــم گــــرفت
                شير خدا و رستــــم دستـــانم آرزوست
جانــــم ملــول گشت ز فرعــــون و زلــــم او
                آن نــور و تـور و مسي عمراتم آرزوست
زين خـلق پرشكايت گــــريان شدم ملــــول
                آن هــاي و هوي نعره مستانم آرزوست
يكدست جــــام باده و يكدست زلــف يــــار
                رقصي چونين ميــانه ميدانــــم آرزوست
اين نــان و آب چرخ چو سيل است بيوفــــا
                مــــن مــــاهيم نهنگم عمـــانم آرزوست
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهـــر
                كــــز ديـــو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتيم يــــافت مي نشود جسته ايم مــــا
                گفت آن كه يافت مي نشود آنم آرزوست
هــرچند مفلسم نپزيــــرم عقيــــق خــــرد
                كــــان عقيــــق نــــــادر ارزانــــم آرزوست

July 13, 2002

در اخبار آمده بود که:

در اخبار آمده بود که:
سردار قالیباف: 130 تا 140 نفر در روز 18 تیر دستگیر شدند. نکته دومی که ایشان فرموده اند این است که همه ماموران بوِیژه ماموران لباس شخصی باید کارت شناسایی ارائه دهند.

حُسن آقا دو سوال ناقابل از این سردار گرامی دارد.

1. آیا 130 نفر دستگیر شده اند یا 140 نفر؟ چون همانطور که سردار استحضار دارند اون ده نفر باقیمانده هم مادر و پدر دارند یا شاید زن و قرزندی داشته باشند یا شاید مادر فرزندی باشند. پس خیلی خوب میشد اگر سردار گرامی در عصر کامپیوتر کمی دقیقتر صحبت میکردند.

2. سردار بفرمایند این لباس شخصی ها کارتشان را قبل از زدن چماق ارائه دهند؟ یا بعد از فرود آوردن چماق؟

فعلآ وقت نوشتن ندارم چون

فعلآ وقت نوشتن ندارم چون در حال خواندن دو سه تا سایت جدید که دیروز پیداکردم هستم شما هم اگر خواستید از اینجا شروع کنید.
روز خوش

July 12, 2002

ساعت خواب آقای آیت الله

ساعت خواب آقای آیت الله طاهری
پیش گفتار: باور بفرماید این مطلب را چند روز در باره اش فکر کرده ام(از آن روزی که آقای طاهری استعفا دادند) و با وجدانی آسوده آن را برایتان مینویسم. گمان میکنید که دروغ میگویم، این هم نظر یک رفیق شفیق، که با این نوشته مخالف است. شما هم دوست داشتید نظرتان را در پایین بدهید درصورتی که قانع شوم و نظرم عوض شود خواهم گفت، ولی امروز به این نوشته ایمان %100 دارم. البته درمورد همین نکته دوست گرامیم من هم تا دیروز همین عقیده را داشتم ولی با اینجور مسایل نمیشود نیمه بند برخورد کرد، برخورد باید قاطع باشد.

نظر دوست گرامیم:
مردک خر بذار يكخورده بينشون نفاق بيفته بعد از اين حرفها بزن تازه اوليش جدا شده ميخواي كيش كيش كني كه بقيه هم فكر كنند كه چه بريم چه نريم خشتكمون را ميكنند پس بهتره نريم و مقاومت كنيم شايد فرجي حاصل بشه؟

اینهم خود مطلب:
روز 18 تیر بجای اغتشاشات مردمی از قرار معلوم روز اغتشاش در درون هیئت حاکمه جمهوری اسلامی بود. کسانی که در انقلاب قبلی شرکت داشته اند بخوبی از راه رسیدن انقلاب 1381 یا شاید 1382 را میبینند. درست زمانی که جنبش مردمی سال 1357 میرفت که بثمر بنشیند، دار و دسته ی رژیم پادشاهی یکی پس از دیگری از رژیم فاصله میگرفتند و سران رژیم را تنها میگذاشتند، هر چقدر که به روز 22 بهمن 57 نزدیکتر میشدیم بر سرعت پیوستن اینگونه افراد به مردم افزوده میشد. اینان چه کسانی هستند که صبر میکنند و در آخرین لحظات، زمانی که قطار حکومت در حال سقوط به پرتگاه نابود کننده ی تاریخ میرسد، از آن بپایین میپرند و بصورتی خود را از مردم میدانند تا دوباره بتوانند در فردای قیام مجددآ سوار بر قطار حکومت جدید شده و آن را از مسیر خارج کنند. و روشنفکران ما همچون دفعات قبل سر خود را به زیر برف فرو کرده و خوشحال از اینکه یک نفر دیگر بصف ما پیوست!. یا این روشن فکران سیاسی کاران کارکشته اند که برایشان فرقی نمیکند چه کسی بیاید و چه کسی برود فقط حق آنها پرداخته شود و آنها هم خوشحالند. یا اینکه از مرحله پرت وگرنه این آقای طاهری بایستی مغز خر بلعیده باشد که 24 سال طول میکشد تا آقا امر برش مشبه شود که ای چه نشسته اید که رژیم فاسد است.

جناب آقای طاهری ملت ایران 23 سال زجر کشیده، در این مدت بهترین جوانانش را به مسلخ برده اند بهترین فرزندان این ملک را در جبحه های جنگ قربانی کرده اید. کارا ترین فرزندان این آب و خاک را از مملکت فراری داه اید کل دارایی ملت را بعنوان سهم امام و خمس بلعیده اید و خالا که دیگر اسم به تح دیگ خورده و دیگر چیزی برای دزدی و ناموسی برای تجاوز باقی نمانده بفکر استعفا افتاده اید. زهی خیال باطل اگر رژیم استعفای شما را بپذیرد این ملت آن را نخواهد پذیرفت، شما در برابر این ملت پاسخگو خواهید بود. شما در روز موعود همچون دیگر سردم داران این رژیم مکار به پای میز محاکمه عدالت فرا خوانه خواهید شد.

جناب آقای طاهری دیر رسیدیت تمام شد. آقای طاهری ملت این مرتبه فریب اینگونه شارلاتان بازی ها را نخواهد خورد و به چیزی کم تر از خلع لباس کلیه ی ملاهایی که در این بیست و چند سال "هم از طوبره خورده اند و هم از آخور" راضی نخواهد شد و در حکومت آینده آن مرز و بوم جایی برای مفت خورانی همچون شما ها نخواهد بود. و باور بفرمایید آن چنان که من میبینم در رژیم حکومتی آینده یا آخوندی نخواهیم داشت یا اینکه اینان را بکار گل خواهند گماشت تا ضرر و زیانی را که در این بیست و چند سال به مملکت وارد کرده اند را باز پرداخت کنند.

بد نیست بعد از خواندن

بد نیست بعد از خواندن مطلب امروز در مورد آیت الله طاهری به این دو لینک هم سر بزنید.
این لینک و این صفحه ی اول روزنامه نوروز پنجشنبه 20 تیرماه مراجعه کنید.

July 11, 2002

آقای رئیس جمهور از کیسه

آقای رئیس جمهور از کیسه ی خلیفه میبخشند

مطلبی را خواندم در مورد اینکه آقای حميدرضا ترقي دبير سياسي جمعيت موتلفه اسلامي مدعي شد که آقای رئیس جمهور دلجویی کرده اند از فرهاد نظری که در زیر میخوانید. این آقای رئیس جمهور اصلاح طلب از قرار معلوم بیشتر رئیس جمهور عوامل خود سر و مزدبگیر جمعیت موتلفه میباشد تا رئیس جمهور آنهایی که انتخابش کرده اند. بقول معروف نان امام حُسین میخورد و شمشیر برای یزید میزند. زمانی که بیگناهان را میگیرند و به زندان می افکنند جنابش میگوید از کجا معلوم که گناهکار نباشند، جوانان را اوباش میخواند و روشن فکران را اراذل، بعد پای صندوق رای گیری با طنازی و فریبکاری دم از طرفداری از آزادی اندیشه و دمکراسی میزند. ایکاش با این همه فریبکاری آخوند مردم بیدار میشدند و حد اقل پای این صندوقهای رای فریبکاری نمیرفتند تا حداقل جهانیان بدانند که این رژیم هیچگونه جایگاهی ندارد. بیگناهان درگوشه ی زندانند و رندان آزاد میگردند و سر دسته ی دزدان موتلفه همانهایی که در روزها و ماهای قبل از انقلاب با سرمایه گذاری بر روی آخوند عاقبت بخیر شدند و کلید بهشت را از خمینی ملعون گرفتند و خود و وابستگان را مالک بهشت کردند و کلید جهنم را هم نسیب ملت. آقای ترقی زیاد وراجی کرده اند که اگر بخواهیم نقدی بر آن بنویسیم مثنوی هفتاد من میشود. فقط به ایشان گوشزد میکنم که دیر نیست آنروزی که شما را در یک دادگاه مردمی گریان و لرزان ببینیم که اشک تمساح میریزید و به خدا و پیغمبر قسم میخورید که شما منظوری نداشته اید.


این هم سخن سرایی های آقای ترقی:

حميدرضا ترقي دبير سياسي جمعيت موتلفه اسلامي مدعي شد: رييس جمهور با ارسال نامه اي به "فرهاد نظري " فرمانده انتظامي سابق تهران از وي به دليل اتهامات وارده در جريان حادثه ١٨ تير ٧٨ دلجويي كرده است. ترقي روز سه شنبه در گفت و گو با ايرنا، گفت: آقاي خاتمي در اين نامه تاكيد كرده است صدمه اي كه به حيثيت سردار نظري در جريان اين حادثه در اثر آن اتهامات واهي خورده است بايد در افكار عمومي جامعه جبران شود. وي تصريح كرد: اين مساله نشان مي دهد كه مجموعه حركتي كه در جهت زير سوال بردن نيروي انتظامي در آن شرايط سامان پيدا كرد، حتي از نظر رييس جمهور هم مشخص است كه مسير خلافي را طي مي كند. وي گفت: اتهاماتي كه به سردار نظري وارد شد، عمدتا" از سوي جريان تحكيم وحدت، بعضي از عوامل كوي دانشگاه و وكيل تعدادي از دانشجويان صدمه ديده در اين حادثه صورت گرفت.

ترقي افزود: علي رغم گذشت سه سال از حادثه ١٨ تير كوي دانشگاه ، هنوز وضعيت پرونده عوامل پشت صحنه حادثه كوي دانشگاه مشخص نيست. وي مدعي شد: هنوز به پرونده كساني كه از طريق دولت، وزارت كشور و سازمان محيط زيست به مجموعه دست اندركاران فاز سوم اين حادثه كه تحكيم وحدت بود، كمك مي كردند رسيدگي نشده است. وي با بيان اينكه "هنوز بعضي از ابعاد حادثه ١٨ تير بخصوص مسايل پشت پرده اش مبهم باقي مانده"، گفت: سرانجام عوامل اين حادثه كه توسط بيگانگان هدايت مي شد روشن نشده و هنوز مشخص نگرديده چه ارتباطي بين اينها و خارج از كشور وجود داشته است.

دبير كميته سياسي جمعيت موتلفه ادامه داد: اگر به پرونده لباس شخصي ها رسيدگي مي شد، شايد وضعيت غير از اين بود و بسياري از مسايل پشت پرده روشن تر و شفاف تر مي گرديد ولي متاسفانه هنوز هم به اين مساله رسيدگي نشده است. ترقي كه در مجلس پنجم به عنوان عضو كميته تحقيق و تفحص پيرامون حادثه ١٨ تير فعاليت مي كرد، درخصوص نتيجه اين تحقيق گفت: اين تحقيق به واسطه پايان كار نمايندگان مجلس پنجم ناتمام ماند و در مجلس ششم اين مساله به كلي به فراموشي سپرده شد و مجموعه آن تحقيقات بدون بررسي ماند.

July 10, 2002

انشاء حُسن آقا از 18

انشاء حُسن آقا از 18 تیر 1381
دیروز برای من روزی بود که آرزو داشتم ملتم قیام کند، نپرسید چرا چون نیازی به توضیح نیست. از هفته ها و یا ماه ها پیش در مورد این روز فکر میکردم، برنامه ریزی میکردم وخلاصه خود را آماده میکردم. شاید عده یی بپرسند که تو چرا؟! تو که دور از وطنی از تو که کاری ساخته نیست. من اینچین فکر نمیکنم، از من و از ما هم که دور از وطنیم کاری ساخته است. از هفته ها پیش پی گیر این موضوع بودم تا ببینم چه گروه یا دسته ای که کمی با عقاید من هم خوانی دارد در تظاهراتی که در این روز برگذار میشود شرکت کنم. ولی دریغ که هیچ گروهی را نیافتم، نه که گمان کنید که من با هیچ کس سازگاری ندارم نه در این اواخر بجز حزب الله با همه سازگاری دارم ولی دریغ هیچ گروهی در اسلو اعلام راهپیمایی نکرده بود یا حد اقل من باخبر نشده بودم.
تا اینکه صبح دیروز 18 تیر دوستی که هیچ گاه در هیچ راهپیمایی شرکت نمیکند زنگ زد و پرسید آیا در راهپیمایی شرکت میکنم؟ اول تعجب کردم که چه شده که او هم علاقه مند به تظاهرات شده. او میگفت که قرار است ساعت 14:00 در مقابل مجلس قانونگذاری نروژ تظاهراتی برپاشود. پرسیدم چه گروهی است؟ در جوابم همان پاسخ را داد که توقع داشتم، نمیدانم. بلافصله از طریق اینترنت بروی سایتی که متعلق به گروهایی در نروژ میباشد بنام " هم بستگی " دریافتم که تظاهرات در ساعت 17:00 در مقابل مجلس نروژ خواهد بود پس از چند تلفن دیگر به دوستم دریافتم که از قرار معلوم دو تظاهرات یکی در ساعت 14:00 و یکی در ساعت 17:00 هر دو در همان محل برگذار خواهد شد.
تصمیم گرفتم در هردو شرکت کنم تا اینجا نمی دانستم که چه کسانی گردانندگان این دو میتینگ هستند با رفتن به مرکز شهر دریافتم که ساعت 14:00 را شاهی ها (مشروطه خواهان) و ساعت 17:00 را گروهای (چپ) رهبری میکنند. من که هیچ گاه برای شاه الله یی ها هیچ گونه سمپاتی نداشته و ندارم پس از مشاهده جمعیت کمشان تصمیم گرفتم که به صفشان بپیوندم چون در هر صورت میتینگی بر علیه جمهوری اسلامی بود و در ضمن رهبر گروه راهم شخصآ میشناسم، انسان ملی و خوبی است و هیچگونه رنگ وبویی از شاه و شاه الله یی ندارد . از او سوال کردم چرا شما هم با دیگران هم آهنگی نکردید تا شاید جمعیت بیشتری را در اینجا جمع کنید و اثر بیشتری داشته باشد. در جوابم گفت "گویا دوستان دوست ندارند با ما باشند".
پس از برپایی میتینگ باز با او صحبت کردم و گفتم که میدانی که من مخالف شما هستم ولی چه باک در میتینگ شما شرکت کردم نه برای شما بلکه برای حمایت از ملتم. خلاصه ی مطلب گروه مشروطه خواهان اکثرآ ماندند و در میتینگ ساعت 17:00 هم شرکت کردند و حتی شعار ها را هم با هم هماهنگ کردند و در آن هوای بارانی شاید توانستند بیشترین جمعیت را در طول این سالها در مقابل مجلس نروژ به دور یک خواسته مشترک " آزادی زندانی ساسی و سرنگونی جمهوری اسلامی" جمع کنند. یک جمعیت 50-60 نفری در فصل تعطیلات (اکثرآ به تعطیلات تابستانی رفته اند) و زیر باران در مملکت نروژ باور بفرمایید جمعیت خوبی است.

یک چیز را دیروز مشاهده کردم که تا به امروز ندیده بودم. ایرانیان مصمم شده اند که این رژیم را سرنگون کنند و گروه و دسته بازی را کنار گذاشته اند البته نه به آنگونه که خمینی میگفت (همه با هم).

راستی اگر این گذارش را دیر مینویسم بخاط این است که از دیروز بعد از ظهر اینتر نت من قطع بود و پارانویای حُسن آقایی به سراغم آمد که نکند جمهوری اسلامی در این کار دخالت داشته. آخر میدانید این راحت ترین راه برای فرار از مشکلات است گناه را به گردن دیگران انداختن.

July 09, 2002

فردا را پاس میداریم


فردا را پاس میداریم بخاطر اینکه ایران متعلق به جوانان است. متعلق به آنان که در 18 تیر سه سال پیش بوسیله ی اوباشان قرون وستایی و دار ودسته ی پول پرستان روزه خوان به خاک وخون کشیده شد.

آنروز را پاس میداریم چون کسانی همچون احمد باطبی

برادرانِ اكبر و منوچهر محمدی ، محمد مژدهی، حميد جعفری و علی افشاری با ایثار و فداکاری در زندانهای جمهوری اسلامی به مبارزه ادامه میدهند آنروز را پاس میداریم چون در آن روز جوانان این آب و خاک با خون

خود نوشتند که آزادی همان آزادی که شاملو ازش سخن گفته همون آزادی که گلسرخی بخاطرش جان را فدا کرد همان آزادی که گمنامانی جان عزیز خود را فدایش کردند که ما حتی امروز نامشان را فراموش کرده ایم.

در آخر هدیه گرانقدر شاملو به آزادی خواهان میهنم را باز نویس میکنم.

آزاد و پیروز باشید.


برای خاطر تو
دستانم را با درختان گره خواهم زد
و در انتهای سبز رُشت
با نور در افق پيامی خواهم نوشت
می دانم در ياد خواهی خواند


برای خاطر تو
در چشمانم هزار ستاره ميکارم
ميدانم سبز خواهند شد


برای خاطر تو
بر فراز سه تيغ جانهای سوخته در فرم آتش عشق
معبدی ميسازم و ماه را به نگهبانی آن خواهم گماشت


برای خاطر تو
در آتش دان صبح آتشی از ايثار برمی افروزم
می دانم پايدار خواهد ماند


برای خاطر تو
از شکسته های دل گلدانی از زمان ميسازم
و خود را به تمامی در آن ميکارم
می دانم خون خواهم خورد
رُشت خواهم کرد
سبز خوام شد


برای خاطر تو
از صمد خواهم خواست که همهء ماهيان قرمز را بتقيان در برابر تکرار فرا بخواند
ميدانم فرا خواهد خواند


برای خاطر تو
زره زره خورشيد را در شب افشان خواهم کرد
ميدانم دوست خواهی داشت


برای خاطر تو
فضا را از صدا پر خواهم کرد
ميدانم منفجر خواهد شد


برای خاطر تو
پرندگان جهان را به ميهمانی پرواز در آسمان آبی انديشه های خود فرا ميخوانم


برای خاطر تو
آب درياها را به خوابگه مورچگان خواهم بست
و خواب از ديدگان خفتهء خفتگان اين قرن مبتلا خواهم تکاند
ميدانم موج بر خواهد خواست
بيدار خواهند شد


برای خاطر تو
يأس را در ميهمانی اميد بدار خواهم زد
غم را در سالگرد تولدی ديگر برای سرور وداع خواهم گفت


برای خاطر تو
اميد خواهم داشت
سرود خوام خواند
شعر خواهم گفت


برای خاطر تو
خود را بدار عشق مياويزم


و حرف آخرم اينست
دوستت دارم برای هميشه آزادی

همیشه ماندنی احمد شاملو

July 08, 2002

حکم اقامت اجباری در ایران

حکم اقامت اجباری در ایران
از قرار معلوم آقای محمد خردادیان مرد همیشه رقص رو در جمهوری اسلامی محکومش کردن به اینکه جوانان رو به فساد تشویق میکرده. تا اینجاش که خیلی چیز تازه ای نیست اگه در جمهوری گریه و شیون برقصی جرمش مشخصه. جالب حکم دادگاه هست. دادگاه ایشان را به ده سال حبس تعلیقی و دهسال اقامت اجباری در ایران بعلاوه ممنوعیت رقص و پایکوبی محکوم کرده.اولا قاضی فکر کرده که اگه اینو بفرسم زندان پس میره کنار یک مشتی آدم خوب با حال، ولی در عوض حکمشو کرده زندان تعلیقی و بجاش اقامت اجباری در ایران رو بسته به نافش تا اون باشه دیگه از این کارا نکنه. حتی قاضی هم قبول داره که زندگی در ایران یک مجازات هست. حق هم داره من همیشه به دوستان میگم اگه روزی معلوم بشه که بهشت و جهنمی در کار هست من میرم جهنم چون دوست ندارم با آخوند هم اطاق بشم. حالا این بدبخت خردادیان باید ده سال توی مملکت آخوندی بمونه و به رقص و پایکوبی هم نپردازه. به این میگن مجازات.
از قرار معلوم آقای خردادیان رو از زندان آزادش کردند، ولی خوب رقص بی رقص.

حُسن آقا مخالف احکام اعدام

حُسن آقا مخالف احکام اعدام است
من گاهی اوقات برای بدست آوردن اخبار در مورد ایران از موتور های جستجو گر استفاده میکنم این مطلب رو امروز در Le Monde خواندم البته مطلب در تاریخ 02.07.2002 نوشته شده ولی هنوز خواندنیست، ترجمه قسمتی از مطلب(البته میبخشید اگر ترجمه حُسن آقا چنگی بدلتان نزد):
مطالب آبی رنگ از حُسن آقا است
از سال 1990 تنها 7 کشور قوانین اعدام را در مورد جوانان کم سن وسال اجرا کرده اند این کشورها عبارتند از: ایالات متحده ی آمریکا چه کشوری بهتر از آمریکا برای وحشیگری، ایران اینجاهم از قرار معلوم ماهم با آمریکا در حال رقابت هستیم، مبارک است، یمن عجب پیشرفتی کردیم ها، حتی در حال رقابت با یمن هم هستیم، پاکستان، نیجریه، عربستان سعودی و جمهوری دموکراتیک کونگو از این آخری خیلی خوشم اومد چه اسم با مسمایی. در طول این مدت ایالات متحده ی آمریکا بتنهایی بیشتر از شش کشور دیگر احکام اعدام را اجرا کرده استما همیشه نگفتیم این آمریکای جهانخوار میخواد با این کارش توی دهن اسلام بزنه گرچه به گفته ی امام امت ما تودهنی به آمریکا میزنیم. در طی این مدت یمن و پاکستان قوانین خود را تغیر داده و اجرای حکم اعدام را برای جوانان کم سن و سال ممنوع کرده اند این هم یمن و پاکستان، این دو کشور هم "خوشبختانه" از ما عقب افتادند . نیجریه و عربستان سعودی در یکی از آخرین نشستهای سازمان ملل اعلام کرده اند که دیگر اینگونه احکام را برای جوانان زیر 18 سال اجرا نمیکنند از قرار معلوم این دو کشور هم در مقابل ما و آمریکایی ها جازدند. ایالات متحده ی آمریکا تنها کشور در جهان است که همچنان به اجرای اینگونه احکام در سالهای 2001 و 2002 ادامه داده است. اصلآ چه معنی داره آقا اینجا هم ایالات متحده قصد داره از ما جلو بیوفته البته لوموند هم از روی غرض و مرض نگفته که چه بسر ایران اومده توی این مدت ولی خوب ما که میدونیم اینجاهم ما حتمآ از آمریکای جهان خوار جلو خواهیم زد و حتمآ با دستور رهبر عظیم الشان در سال آینده جبران خواهیم کرد و همان طور که مشاهده میکننید از همین حالا با فرستادن نیروهای کلاه سبز به خیابانها داریم زمینه ی شکست امپریالیست جهان خوار را فراهم میکنیم.

این هم بریده مطلب:
ای آقا این لوموند هم چقدر بخیله، ما بریدشو گذاشتیم اینجا بعد پایین صفحه ی لوموند رو که خوندیم دیدیم ای بابام حُسن آقا رو عنقریب میگرن بجرم شکستن قانون کپی رایت، بخاطر همین مطلب رو پاک کردیم بجاش لینکش رو میگذاریم. امیدواریم که لینکش دیگه ممنوع نباشه.

July 07, 2002

داروگ خشك آمد كشتگاه من

داروگ

خشك آمد كشتگاه من
در جوار كشت همسايه .
گرچه مي گويند :
" مي گريند روي ساحل نزديك سوگواران در ميان سوگواران "
قاصد روزان ابري ، داروگ ! كي ميرسد باران ؟ ..

بر بساطي كه بساطي نيست
در درون كومه ي تاريك من كه ذره اي با آن نشاطي نيست
و جدار دنده هاي ني به ديوار اطاقم دارد از خشكيش مي تركد
- چون دل ياران كه در هجران ياران -
قاصد روزان ابري ، داروگ ! كي ميرسد باران ؟

نيما

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

داروگ :
قورباغه ي درختي . گويند چون داروگ بخواند نشان روز باراني است .

این شعر رو که نوشتم رفتم روی گوگل عزیز عجب اعجازی هست این گوگل دنبال کلمه "داروگ" یک دفعه به یک گنجینه برخوردم که به كوشش آقای : تورج ا. قوچاني جمع آوری شده بود بعد از اون لینکها رو کمی لینک گردی کردم (آیا این کلمه رو "لینک گردی" میشه بکار برد!؟) دیدم چیزی، که بیا و ببین، گنجینه ی ادب فارسی را مشتاقان جمع کرده اند و دست و دل باز در اختیار شیفتگان قرار داده اند موفق باشید. این هم یکی دیگه.

امروز میخواستم یک مطلب در

امروز میخواستم یک مطلب در مورد security بنویسم دلم نیومد چون دوتا کامنتینگ دو نفر یا شاید حتی یک نفر. این دو مطلب رو در قسمت کامنتینگ از خطه ی تحط حفاظت آیت الله طبسی رو دیدم ، نتونستم جواب ندم و اینو در اختیار دوستان نگذارم تا شاید یک کمی ملت گریان ایران رو بخندونم. هر چی باشه حُسن آقا دوست داره بیشتر مردم رو بخندونه تا بگریونه.

دوست اول ما بنام..... با آی پی 195.146.51 (سه تا شماره ی آخر ایپی رو نمینویسم) در تاریخ (Jul 06 2002, 10:46 am) از امام رضا نت (ما نمیدونستیم که امام رضا هم اینترنت سرفینگ بلده!) میفرمایند :

عزيزم ، حُسن آقا جان ! اگه روزنامه‌هاي ايران رو فقط بعد از 2 خرداد دقيق خونده بودي ميدونستي كه اسم كوچك مرتضوي ، سعيد هست ! اوني كه گفته بوقي حقا كه راست گفته ! شما بشين به همون مبارزات ايميلي و چتي و حرافي بپرداز :) هزينه‌ي همه چي رو تو اين مملكت مردم دارن ميدن اونوقت شما اونور آب نفستون از جاي گرم درمياد ميگيد لنگش كن :) لابد توقع داريد مردم هم كاروزندگيشونو ول كنن بگن : چشــــــــــــــــم ما انقلاب ميكنيم ، اگه راست ميگي خودت بكن :) والا اونايي كه تو ايران جرات ميكنن همين حرفهاي شما رو ميزنند به شما راحت طلبهاي حراف شرف دارند ، قربون مرامشون

از قرار معلوم این دوست عزیز یک کمی خودشون بوق تشریف دارند که فرق طنز و بقول شیرازیا منز رو درک نمیکنن خوب تا اینجا یک به هیچ بنفع (اشتباه نکن دوست من فکر کردی میگم بنفع من خیر قربان میخوام بگم) (پرانتز بسته از قرار معلوم ما باید همه چیز رو توضیح بدیم) بنفع ملت. این از سعید جونی تون (البته نگفتی سعید امامی یا یکی دیگه میدونی که حُسن آقا معمولآ خنگ تشریف داره) . حرف هزینه زدی قربان زبونت، عزیز دلم هزینه رو که ملت میده شما هم که بدتون نمیاد؟ میاد!؟ چون از قرار معلوم مثل اینه که شما از این میترسی که ملت شلوغ کنه و نون دونی یک عده بسته بشه مخصوصآ اونهایی که دور و بر امام زاده و امام ها میچرخند. این از کامنتینگ اول کامنتینگ دوم خیلی راحت تر هست جواب دادنش البته ایشون هم از همون امام رضا نت برامون پیغام فرستادند با این آی پی195.146.51 (سه تا شماره ی آخر ایپی رو نمینویسم) (Jul 06 2002, 10:42 am )ایشان میفرمایند:

"چشم:)"

همین دوست عزیز شما فکر میکنید که با این چشم گفتنتون مثلآ میخوای حُسن آقا رو از رو ببری. اختیار داری قربانت گردم حُسن آقا 24 ساله که از رو نرفته حالا شما میخوای با همین یک کلمه حُسن آقا رو از دور خارج کنی . شاید یک عده ای فکر کنن که چی شده که حُسن آقا تحمل شنیدن یک چشم رو هم نداره. باور بفرمایید حُسن آقا تحملش زیاده ولی این آقایان گمان میکنند که ما خنگ تشریف داریم رندان بهتر میدونند که ما چی چی میگیم. همین.

سلام ما رو هم به آیت الله طبسی برسونید.

حُسن آقا چاکریم

July 06, 2002

اي مردم آزاده كجاييـد؟ كجاييــد؟

اي مردم آزاده كجاييـد؟ كجاييــد؟        آزادگـــي افســـرد بياييد بياييد

سومين سالگرد حماسه پايان نايافته هژده تير را پاس ميداريم.
مردم وارسته ايران، رژيم سركوبگر ديگر بار با اعمال خويش مقر بر اين حقيقت است كه هيچگاه درپي يافتن راه حلي براي معضلات شما ستمديدگان نبوده و نخواهد بود.
نمايش قدرت اين قسم خوردگان براي باز پس نگهداشتن شما از قافله تمدن جهاني در عين حال بيانگر ترس و وحشت ايشان از كنشهاي شما عزيزان ميباشد كه با مرور زمان ياوه سرايي ها و دو دوزه بازيهاي حاكمين بر دين و جان و مال و ناموستان را دريافتيد و هرگاه كه اراده نماييد ، ميتوانيد به افسانه پردازيهاي ايشان خاتمه دهيد.
جوانان و تحصيلكردگانتان با تقديم كردن جان خويش، اندكي از طومار بلند دردهاي شما را به گوش جهانيان رسانيدند. نمايندگان منتخب شما در مجلس تلاش قانوني خود را در بازگرفتن حقوقتان نمودند و حال اين شماييد كه بايد با پشتيباني نمودن ايشان ، نشان دهيد كه در بازپس گرفتن حقوق و آزاديهاي خويش درنگ نداريد. به اعتصابات عمومي و سراسري شانزده و هفده تير پيونديد و هژده تير را در كنار برادران و فرزندان دانشگاهي خويش آرام نگيريد.

همزمان نظر شما را به سه بیانیه ی گروهای مختلف جلب میکنم

حزب ملت ایران
دانشجویان طرفدار پیشرد دمکراسی در ایران - تورنتو
جبهه اتحاد ملی و میهنی

July 04, 2002

این همه رعب و وحشت

این همه رعب و وحشت برای چیست؟
این چند مطلب را داشته باشید تا در مورد آن حُسن آقا نیز اظهار نظر کند.

اين مقام مسئول گفت: دستگير شدگان در اين مجلس لهو و لعب به اتهام فراهم كردن موجبات فساد و جريحه دار كردن عفت عمومي در يكي از شعب مجتمع قضايي شماره دو شيراز محاكمه و به زندان، شلاق و جزاي نقدي محكوم شدند.
وي افزود: 5 نفر از عوامل اصلي شامل نوازنده آلات موسيقي، خواننده، فيلمبردار مجلس و دختر 17 ساله اي كه دعوت كننده اين مجلس بوده است هر كدام به يك تا دو سال حبس تعليقي و تحمل 74 ضربه شلاق محكوم و 20نفر ديگر از متهمان اين پرونده نيز هر كدام به تحمل 40 ضربه شلاق و 500 هزار ريال جزاي نقدي محكوم شدند. وي افزود: بقيه افراد دستگير شده كه جرمشان از همه كمتر بود نيز هر كدام به 40 ضربه شلاق تعليقي و 300 هزار ريال جزاي نقدي محكوم شدند.

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

در حالي كه حضور گسترده نيروهاي ويژه پليس در خيابان‌ها و معابر تهران و مزاحمت‌ها و بازداشت و ضرب و شتم جوانان از سوي آن‌ها همچنان ادامه دارد، يك مقام قضايي تاكيد كرد برخورد نيروهاي امنيتي با جوانان حكم قضايي نمي‌خواهد و آن‌ها مي‌توانند عاملان «جرايم مشهود» را بدون حكم قضايي نيز جلب كنند. در همين حال وزير كشور بعد از جلسه دولت اعلام كرد با برخورد پليس با جرايم موافق است. وي از حضور گسترده نيروهاي ويژه انتظامي در خيابان‌ها حمايت كرد. اما وزير ارشاد بعد از پايان همين جلسه مخالفت خود را با اقدامات كنوني نيروي انتظامي در خيابان‌ها و برخورد با جوانان اعلام داشت. اين در صورتي است كه دولت در اين خصوص هيچ موضعي اعلام نكرده است و روز گذشته سخنگوي دولت در پاسخ به خبرنگاران اعلام كرد، دولت مشغول بررسي است!
شهر تهران روزهاي گذشته شاهد حضور گسترده نيروهاي آموزش ديده امنيتي در خيابان‌ها و معابر و ميدان‌ها بوده است. بسياري از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب نگراني و ناراحتي مردم نسبت به نمايش قدرت نيروي انتظامي حكومت و برخوردهاي خشن، تحقيرآميز و توام با ضرب و شتمي را كه به بازداشت‌هاي گسترده‌اي انجاميده است بازتاب داده‌اند.
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

در مطلب اول گفته میشود که 25 نفر جوان شیرازی به گونه های مختلف مجازات میشوند چون مثلآ رقصیده اند و موزیک گوش گرفته ان. یا این آقایان (دست اندرکاران رژیم) مغز خر خورده اند یا اینکه اصلآ خداوند به آنها مغزی نداده است که از آن استفاده کنند. چونکه بلافاصله وقتی که این جوانان از مجازات خود خلاصی پیدا کردند نه فقط دوباره به این کار روی خواهند آورد بلکه از این ببعد خود را دشمن رژیم خواهند دانست این یک عکس العمل طبیعی است مگر آنکه جوانان شیرازی را خیلی غیر طبیعی فرض کنیم.

در مطلب دوم اوضاع خیلی بدتر میشود و آن موضوعی را که من یک بار گفتم یعنی ملوک الطوایفی بودن ایران باز بیشتر به اثبات میرسد.

یک مقام قضایی میگوید جلب کنید ، حتی در خبرها شنیده شده که نه فقط جلب میکنند که بلکه نوعی دادگاه صحرایی نیز دایر میکنند و در همان محل یعنی در کوچه وخیابان هم حکم را اجرا میکنند (یعنی توحش کامل).

وزیر کشور میگوید که با برخورد با جرایم موافق است، حال آنکه در روزهای قبل مخالف بود (انگار کسی به این آقا گفته که نه خیر با جرایم برخورد نکنید) حرف ملت اینست که این جوانان مجرم نیستند.

وزیر ارشاد مخالف این موضوع است (بازهم وزیر ارشاد) البته معلوم نیست که او هم فردا نظرش را عوض نکند!؟

روز گذشته هم سخنگوی دولت گفت که در حال بررسی هستند.

خوب اگه این ملوک الطوایفی نیست پس چیت!؟ البته آنها همه نشان از ازهم پاشیدگی کامل رژیم را دارد و بهمین خاطر شاید بیهوده نیست که ملت عزمش را جزم کرده تا کل رژیم را به زباله دانی تاریخ بفرستد .

به امید آن روز که دیر هم نیست

یک نفر که خودشو بنام

یک نفر که خودشو بنام بیباکان نامیده برای حُسن آقا این مطلب رو ارسال کرده و گفته حُسن آقا جون مادرت اینو چاپ کن، حُسن آقا گفته رو تخم چیشُم کاکو و اونو در زیر چاپش میکنیم.

آزمون و فراخوان
همانطور كه جمعي از شما هوطنان گرامي خبر دار گشتيد ، مردم ايران به پاس وقايع هژده تير فراخوانده شدند تا مخالفت علني خود را با رژيم جمهوري اسلامي به نمايش گذاشته و خواسته هاي بحق مدني، سياسي و حقوقي خود را بيان نمايند.
با توجه به جو حاكم بر ايران و با قبول اين واقعيت كه هنوز عده اي وجود دارند كه به اين حركت با ديده ترديد مينگرند، پيشنهاد مينماييم كه براي قويدل ساختن يكديگر و براي درخواست و كسب حقوق حقه خود و بنمايش گذاشتن عزم جزم خويش و همچنين براي اينكه سركوبگران كه قدر مسلم نيز آرام نخواهند ماند، به قدرت و اراده شما عزيزان پي ببرند، پيشنهاد ميكنيم كه روزهاي شانزدهم و هفدهم را با فرو گذاشتن كار، قدرت نمايي كنيد. باشد تا اين حكومت و حكومتهاي پس از آن، توان و جسارت شما مردم دلير و رزمنده را دريابند.

بيبا كان

تصحیح یک اشتباه دیروز مطلبی

تصحیح یک اشتباه
دیروز مطلبی نوشتم در مورد پارانویا شدن حُسن آقا امروز میلی دریافت کردم از Fozoolak عزیز که مرا آگاه کرد و باورم شد که واقعآ پارانویا شده بودم.
جریان از این قرار است که من زمانی که آدرس وب لاگ عمومی را در قسمت آدرس IExplorer تایپ کردم به اشتباه http://yeknafar.blogspot.com را تایپ کردم بجای http://yenafar.blogspot.com نتیجه را خودتان میتوانید تست کنید و ببینید که حُسن آقا چگونه پارانویا شد و ترزد، یک هیچ به نفع شما خوانندگان عزیز و تشکر از فضولک که مرا به اشتباهم واقف کرد.

July 03, 2002

حُسن آقا پارانویا میشود!!! امروز

حُسن آقا پارانویا میشود!!!
امروز دوباره پارانویا شدم و یکدفعه یک چیزای عجیب و غریب دیدم که اول دلم نمیخواست اونو برای دیگران تعریف کنم ولی خوب کون لق رژیم هم کرده ما که دنیا کیرمونه و دارو دسته پرشین بلگ هم تخممون مینویسیم تا همه بدانند که در ساعت 8:20 GMT روز 3 ژوییه 2002 اینجانب حُسن آقا برای ملاحضه ی صفحه ی وب لاگ عمومی البته مدل blogspot.com آن اقدام نمودیم و لی از قرار معلوم در این روزهم مثل روزهای دیگر دچار پارانویا شدیم و یکدفه سر از یک جای دیگر درآوردیم که آنجا از قرار معلوم وبلاگ احسان خان بود و لی درست قبل از رسیدن به وبلاگ احسان خان یک دفعه ای باز هم بیشتر پارانویا شدیم یک صفحه ای دیدیم از اینقرا .

از قرار مشاهدات پارانویایی حُسن آقا صفحه مشاهده شده شدیدآ شبیه به template های پرشین بلاگ بود البته برای اینکه حُسن آقا بیشتر پارانویا شود رنگش را یک کمی عوض کرده بودند همچین بفهمی نفهمی بهرنگی شده بود، اهورا مزدا مارا ببخش بخاطر این همه پلیدی.

اهورامزدا ما را بخاطر گناهانمان ببخش تا دیگر پارانویا نشویم و به این رژیم فحش خواهر و مادر نده ایم.

آمین یا رب الهورامزدا

گوگل فارسی ای اهورا خیر

گوگل فارسی
ای اهورا خیر بدهد و جاودان بدار به این گوگل که با این جستجوگر خستگی ناپذیرش دلمان را شاد میکند، البته گاهی اوقات مارا به ترکستان میبرد و گاهی اوقات به افقانستان. ولی امروز درپی یافتن 18 تیر بودم که به یک سایت افقانی رسیدم، شاید بپرسید که چه ربطی بین 18 تیر و افقانستان باور بفرمایید این جستجوگر بیچاره چیزی درمورد 18 تیر نیافت و چون معمولا حُسن آقا پررو و پوست کلفت است، 18 تیر را بدون 18 نوشت و سر از آن کجا آباد در آورد. ولی حاصلش بد نبود که در زیر میخوانید، شعرای زیادی در این سایت بود ولی من مینا را انتخاب کردم چون این زنان پاک نیت راوا در تمام دوران بربریت در افقانستان فعالیت داشتند و مخصوصآ در آموزش دختران در این مدت بیشترین خدمت را به افقانستان و بخصوص زنان آن کردند جمعیت راوا در افقانستا در سخترین دوران بهترین خدمات را به میهن خود کردند.

از سایت آریایی
 مینا مینا شیرزن قهرمان افغانستان ، بنیانگذار اولین سازمان سیاسی زنان افغانستان بنام " جمیعت انقلابی زنان افغانستان راوا " می باشد که آنرا در سال 1356 در شهر کابل بنیاد گذاشت و در راه تشکل و بلند بردن سطح آ گاهی زنان کشور خدمات ارزنده و بی سابقة انجام داد. او تمام عمر درخشنده اش را وقف ملت و مردمش نمود و سرانجام در 15 دلو 1365 بوسیلة جاسوسان پلید "خاد" با همدستی مستقیم گلبدین جنایتکار ، در پاکستان به شهادت رسید .

شهید مینا

هرگز بر نمی گردم


من زنم که دیگر بیدار شده ام
از خاکستر اجساد کود کانم
از جویبار خون برادرانم سر بلند کرده ام
از طوفان خشم ملتم نیرو گرفته ام
از د یوار ها و دهکده های سوخته ای کشورم نفرت به دشمن بر داشته ام

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

حا لا د گر مرا زار و نا توان مپندار ای همو طن
من زنم که د یگر بیدار گشته ام
راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

من دیگر آ ن زنجیر ها را از پا گسسته ام
من در های بسته ی بی خبری ها را گشوده ام
من از همه چوری های زر وداع کرده ام

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

هموطن وای ای برا در ، دیگر آ ن نیستم که بودم
من زنم که دیگر بیدار شده ام
من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

با نگاه تیز بینم همه چیز را در روز سیاه کشورم دیده ام
فریاد های نیمه شبی مادران بی فرزند در گوشها یم غوغا می کند
من کود کان پا برهنه ،آواره و بی لانه را دیده ام
من عروسانی را دیده ام که با دستان حنا بسته
لباس بیوه گی برتن نموده اند

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

من دیوار های قد کشیده ی زندان ها را دیده ام
که آ زا دی را در شکم های کرسنه ی خود بلعید ه اند

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

من در میان مقاومت ها ، د لیری ها و حماسه دوباره زاده شدم
ودر اخرین نفس ها در میان امواج خون و در فتح و پیروزی
سرود آزادی را آموخته ام

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

حا لا دیگر مرا زار و نا توان مپندار هموطن وای برادر !
من در کنار تو و با تو در راه نجات وطنم همنوا و هم صدا گشته ام
صدایم با فریاد هزاران زیر پا گشته پیوند خورده است
مشتم بامشت های هزاران هموطنم گره خوره است
من در کنار تو و در راه ملتم قدم گذاشه ام
تا یکجا بشکنیم این همه رنج زند گی و همه بند برده گی

:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:

من آ ن نیستم که بودم هموطن وای برادر !
من زنم که دیگر بیدار گشته ام
من راه خود را یافته ام و هرگز بر نمی گردم

July 02, 2002

راستی چگونه بود 18 تیر؟

راستی چگونه بود 18 تیر؟
نویسنده وب لاگ عزیز امید میلانی مینویسد : " من شرمنده‌ام، ولی اصلاً از این خبرها نبود. البته من هم آن زمان خیلی در جریان نبودم، ولی در حدِ مسیرِ نسبتاً طولانی‌یی که هر روز می‌پیمودم و صحبت با افرادی فراوان و دیدنِ افرادی بسیار بیش‌تر، با اطمینان می‌گویم، که اصلاً از این خبرها نبود."

البته این دوست عزیز توضیحی نمیدهند که چگونه بود آن روزگار تیره و تار تا شاید دورافتاگان مام وطن همچون من هم مطلع شویم که چگونه بود. راستی چگونه بود؟ آیا نه اینکه سید علی جانشین بلامنازع امام زمان بر روی زمین گریه کرد و گفت که حتمآ بوضع اینگونه تجاوزات رسیدگی میکند!؟ و از دانشجویان دلجویی کرد! البته برای حُسن آقا که پرواضح بود که این فقط اشک تمساح است و پس از فروکش کردن قیام آقا به خدومت همه خواهد رسید و دیدیم که رسید. پس واقعآ چگونه بود آن روزهای خشم و امید. آقای میلانی شما که یک شخص روشنفکر هستید باید حتمآ بدانید که اگر حُسن آقای عامی استدلال کرد که 2+2=5 شما برای آنکه حُسن آقا را ارشاد کنید باید از علوم ریاضی مایه بگذارید تا حُسن آقا قانع شود.
راستی چگونه است امروز که جانشین امام زمان ([خامنه ای]باداشتن رابطه ی مستقیم!) با خدا جرات رویارویی با جوانان را ندارد و مجبور به میلیتاریزه کردن جو جامعه شده است؟
راستی گمان میکنید که این رژیم منفور طلوع خورشید سال 82 را خواهد دید!؟ بخاطر میآوریم عاقبت چاشسکو را !؟

راستی چگونه بود 18 تیر؟

July 01, 2002

خلع علي مشكيني رئيس مجلس

خلع علي مشكيني رئيس مجلس خبرگان
آقاي علي مشكيني رئيس مجلس خبرگان و خطيب جمعه اين هفته قم فرمودند كه روحانيت خود را از جنس ديگري جدا از مردم نميداند و نيز فرمودند كه ايشان خود را جزو اين ملت ميشناسند و بلكه گناهكارتر از ايشان نيز هستند.

با توجه به اقرار مشخص و مستقيم اين فرد به گناهكارتر بودن ايشان خواستاريم كه :

يك - رياست مجلس خبرگان از ايشان باز گرفته شود و تمامي احكام و فراميني كه با وجود ايشان در مجلس خبرگان صادر گرديده به خودي خود ملغي و غير قابل اعتبار اعلام گردد.
دو - كليه مقامات مملكتي از ايشان باز پس گرفته گردد، زيرا كه ايشان از نظر اجتماعي ورشكسته به تقصير ميباشند.
سه - از كليه كسان و شخصيتهاي حقي و حقوقي كه بر اثر مداخلات مستقيم و غير مستقيم ايشان دچار خسران گرديده اند، دلجويي رسمي به عمل آيد.
چهار - كليه مجالسي كه با رياست ايشان اداره و گردانده ميشد، لغو اعلام گرديده و نزديكان . همكاران ايشان تا اطلاع ثانوي و رسيدگي به وضع ميزان گناهكاري آنها از مقامات رسمي و غير رسمي كنار گذاشته شوند.

با تقديم احترامات فائقه

اقلیم تو اقلیم درخبرها آمده

اقلیم تو اقلیم
درخبرها آمده بود که این آقا ریشوهه اسمش چی بود یادم رفته چون مدتی بود زیادی خودم رو درگیر این طویله ی حُسن آقا کرده بودم و کاملآ داشتم مثل روشنفکرها به بیراه میرفتم که خوشبختانه چندتایی افسار ما را گرفتند و به زور برمان گرداندند سر همان آخُور قبلی، خدا را شکر وگرنه...

آهان اسمش یادم افتاد اسمش هست قاضی مرتضوی، البته گمان نکنید که این آقا قاضی باشد ها! نه خیر این اسم کوچکش گویا قاضی است. چون والله دروغ چرا تا قبر آ. آ. آ. ما هیچ کجا اسم کوچک دیگری برایش پیدا نکردیم البته ممکن هست که مامان ایشون از بدو تولد میدانسته که این آقازاده ی گل یک روز بناهست قاضی بشه بخاطر همین اسمشان را نهاده قاضی.

در هر صورت این آقای قاضی "قاضی مرتضوی" گویا دوباره گیر داده به این آقاهه اسمش چی بود؟ دوباره بگو ما که انگار خنگ تشریف داریم! آره درسته تاج زاده، البته باز هم گوشزد کنم که این آقاهه هم تقصیر خودش که نیست که بابا یا مامانش اسم فامیلش رو گذاشتن تاج زاده این بچاره هیچ رابطه ای با تاج وتخت و اینجور چیزا نداره ولی خوب گویا اون آقا هه که قاضی تشریف داره بیچاره نمیدونه که، بخاطر همین گیر داده به این آقای تاج زاده . گویا این آقاهه تاجداره رو میگم باورش شده که میتونه پاشو از اقلیم خودش دارزتر کنه و پاشو مثلآ بگذاره تو اقلیم یکی دیگه که اسمش هست "جنتی" همونی رو میگم که واسه خودش یک اقلیم دیگه داره، اماکن من اسم اقلیم این یکی رو نمیدونم چی هستش. خلاصه اینجوری که ما فهمیدیم مساله اینه که چی بود راستی مساله؟! آهان مساله این بودش که اقلیم تو اقلیم شده دیگه.

حُسن آقا چاکریم

حماسه 18 تیر را پاس

حماسه 18 تیر را پاس داریم
نزدیک شدن 18 تیر را نباید بدون هیچ گونه نگاهی به آن حوادث پشت سرگذاشت. اتفاقی که در آن روز افتاد بگمان نگارنده یکی از مهمترین تحولات این چندسال گذشته است با اینکه عده ای دوم خرداد را نقطه ی عطفی در روند فروپاشی این رژیم میدانند اما همانطور که گفتم آن روند که به گفته دست اندرکاران برای اصلاح رژیم بوجود آمده بود در 18 تیر تبدیل به روندی شد که خواستار تغییر کلی رژیم شد. شاید هنوز گوشه های این نبرد نابرابر روشن و شفاف نشده باشد ولی با نگاهی حتی سطحی میتوان دید که چنانچه نیروهای به اصطلاح اصلاح طلب و (ملی!) مذهبی در آرام کردن آن شورش نکوشیده بودند شاید تا کنون اثری از این رژیم منفور بجای نمانده بود وملت مجبور نمشد آن همه هزینه برای سرنگونی این رژیم متحمل شود.

چنانچه نیروهای ملی مذهبی جهت حفظ منافع خود در این کار دخالت نمیکردند شاید این اغتشاشات امروز بعنوان روز انقلابی دیگر جشن گرفته میشد. یا حد اقل آغاز روند انقلابی جدید.

میدانم که این کلمه انقلاب خیلی هارا میترساند ولی آیا ما چه چیزی کمتر از مردم یوگوسلاوی سابق یا سربیای امروزی داشتیم که نتوانیم در یک شورش خیابانی مقر ملای جماران نشین را به اشغال درآوریم و کار این بازماندگان رژیم شاهنشاهی را تمام کنیم.