« اينهم ادامه مطلب آيت الله | Main | تازگی ها يکی با ما »

در بحبوحه انقلاب شاه مفلوک

در بحبوحه انقلاب شاه مفلوک از در درماندگی پيشنهادی به خمينی سردسته دزدان داد که شايد از نظر عده ای خيلی ساده لوحانه مينمود، پيشنهاد از اينقرا بود که خمينی به قم برود و همچون پاپ حکومتی برای خود در قم داير کند. چيزی را که در آنزمان شاه به مخيله اش خطور نکرده بود اين بود که ملای طمع کار بيشتر از اينها ميخواست.
شايد اگر همراه اين پيشنهاد مثلآ پيشنهاد يک بودجه هنگفت را هم برای ملايان ميداد مورد قبول واقع ميشد( دروغ چرا !! از ديد شما چه پنهان اخوند جماعت کار که بلد نيست بکنه، پس بايد سهم امام و خمس و ذکات برسد تا اينها بتوانند زندگی بکنند) و هم ملت از شر اين مفتخوران خلاصی ميافت و هم شاه ميتوانست به حکومت منفور خود ادامه دهد. شايد سوال کنيد خوب اين وسط چه چيزی نسيب ملت بدبخت ميشد؟ جواب اينکه چيزی که نسيب ملت ميشد يک ملکت بدون آخوند و اجتناب از يک جنگ فرسايشی که مملکت را به نابودی کشيد و وجهه بين لملی که از دست داديم در اين 23 .
چنانچه ضرر و زيان اين 23 سال را محاسبه کنيم ميبينيم که ملت مفلوک باز هم برنده اين بده و بستان شده بود و به احتمال قريب به يقين در مدت اين 23 سال با رشت فکری که ميکرد ميتوانست در يک حرکت هم شاه را برکنار کند هم ملا را .
افسوس که نشد.